● Running Log ●

My Life

هرچی سرم میاد، خارج از رزومه.

دفترچه شخصی — پروژه‌ها، فکرها، مطالب مربوط به جامعه SA-MP و هر چیز دیگه‌ای که ارزش نوشتن داشته باشه. بدون برنامه زمانی مشخص، بدون موضوع ثابت.

→ بازگشت به همه مطالب

#5 — زندگی سال 1405

life
👁️ 28 بازدید

نمیدونم قرار چی بشه!



خیلی دیگه داره طول میکشه هر شب دارم میگم خدایا امشب دیگه آخرشه فقط بدتر میشه دیگه دارم دیونه میشم نمیدونم چیکار کنم دوست دارم با یکی حرف بزنم ولی هیچی درک نمیکنه برای همین مینویسم برای همین این سایت رو ساختم و شایدم برای همین باشه که نابودش کنم در کل امید وارم یه روز خوب بیاد

در دوران جنگ یک آرزو داشتم این بود که یه بار دیگه خواهرم رو ببینم و دیگه تمام هیچ نظری برای آینده ندارم و برام مهم نیست چی میشه یه چیزی اگر سر من بلای امد جالب این سایت ها همشون بسته میشه از اونجای که من همه چیز رو با جیمیل gharri.ir ساختم عملا ناپدید میشم تو کل دنیا البته الانم هستم XD دارم چی میگم

-------------------------------------------------------------------------------------------------------

نظر تو چیه

نظرش : ریدم تو هرچی سرور هست همش سر به وجود امدن یه قدرت اینترنتی هست

من : تو تنها دوستمی نظرت برام مهمه ولی خب اینجوری نگو

نظرش : اسم چیه اگر راست میگی

من : یادم نمیاد بعد 13 سالگی باهات دیگه در ارتباط نبودم

نظرش : فکر کن

من : امممم من : اهان بنیامین 1

بنیامین 1 : آفرین خوشم امد هوشت خوبه جالب شد

من : من رو چی در نظر گرفتی من دوستامو یادم نمیره ولی اونا منو یادشون میره تو بگو من کیم

بنیامین 1 : یه خر به تمام معنا که شروع کرد به زدن کد فقط به امید اینکه یه روز از این راه بتونه خوشبختی خودش و خوانوادش رو به دست بیاره ولی هرچی بیشتر رفت عن هم نسیبش نشد

من : حالا اینجوری نگو من خواستم ولی خب نتونستم

بنیامین 1 : مشکل تو بودی؟؟

من : ولش کن نمیخوام باهات حرف بزنم

-------------------------------------------------------------------------------------------------------

من همین الان که دارم این رو مینویسم دیونه شدم 😁😁 ولی دیونه شدن هم خوبه ها
فکر کن یکی باشه بتونی باهاش حرف بزنی
بنیامین 1 : الان حالت خوبه
باز این امد برو بعد حرف میزنیم با هم
بنیامین 1 : جهنم برو گمشو
خدافظ



ول نمیکرد اره خلاصه نوشتن خوبه